فغان بود که به آسمان رفت و خون از دیدگان جاری شد دخترکی با چشمهای گریان در جستجوی مردی بود که پدر صدایش می کرد یورت خشمگین و بی رحم فزرندانش را بلعیده بود!! مریم یکرنگی ...