
در درون من زنی بود با قامتی بلند زنی با مژه های برگشته و گونه های برجسته و لب های سرخ اناری با استخوان بندی درشت و چهارشانه زنی که گام های بلندش هر کسی را به فکر فرو می برد وقتی در خیابان های این شهر بی هویت با تنهایی اش قدم می زد و نشانی خودش را از عابران بخت برگشته می پرسید زنی که گم شده بود یا اینکه مرده بود!...
ادامه مطلب